شعر فراق امام زمان (عج)

:: شعر فراق امام زمان (عج)
باز حسرت به دلم ماند و نیامد یارم
او چه کرده است ندانم همه شب بیمارم
نیت روزه نمودم که به مِی لب نزنم
یاد رخساره ی تو شد سبب افطارم
گر بُود صفحه ی روشن به کتاب عمرم
لحظاتی ست که خرج تو شده ای یارم
بس که از وصف تو گفتم همه مشتاق تواَند
لیک پرسند چگونه است رخ دلدارم
کاش تصویر گناهم به دو چشم تو نبود
تو به رویم نزدی من خجل از کردارم
گر نشانی ز تواَم بود همه رفت از دست
کاروان رفته و من گمشده ی دیدارم
از تو دلگیر شوم گر به سرایم آیی
خواب باشم بروی و نکنی بیدارم
آرزویم همه این است که در خیمه ی تو
بنگرم از کرمت بنده ی خدمتکارم
منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شعر فراق امام زمان (عج)


نیمه ,شعبان ,الله ,احیای ,علیه ,زنده ,نیمه شعبان ,الله علیه ,فرجه الشریف ,الله تعالی ,تعالی فرجه

تاکید 12 تن از مراجع تقلید و بزرگان بر احیای شب نیمه شعبان

:: تاکید 12 تن از مراجع تقلید و بزرگان بر احیای شب نیمه شعبان
نیمه ,شعبان ,الله ,احیای ,علیه ,زنده ,نیمه شعبان ,الله علیه ,فرجه الشریف ,الله تعالی ,تعالی فرجه

شب نیمه شعبان، یادآور تولّد اولین و آخرین امید پیامبران و فرستادگان الهی و منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دارای فضلیتی بس عظیم است و در روایات معصومین(علیهم السلام) بر احیای آن تاکید شده تا آن جا که نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در فضیلت این شب نورانی فرموده است “مَنْ أَحْیَا لَیْلَهَ النِّصْفِ‏ مِنْ شَعْبَانَ‏ لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ هرکس شب نیمه شعبان را به شب زنده داری سپری کند، در روزی که دلها مرده است، دل او زنده است”.(1)

امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) نیز در روایتی از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در رابطه با فضیلت احیای شب نیمه شعبان نقل کرده است که “عن رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:‏ إِذَا کَانَ لَیْلَهُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ‏ فَقُومُوا لَیْلَهَا وَ صُومُوا نَهَارَهَا فَإِنَّ اللَّهَ …یَقُولُ أَ لَا مُسْتَغْفِرٍ فَاغْفِرْ لَهُ أَ لَا مسترزق فأرزقه حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْر؛ شب نیمه شعبان را احیاء بدارید و روز نیمه شعبان روزه بگیرید که خداوند در این شبانه روز می فرماید آیا توبه کننده ای هست تا توبه او را بپذیرم آیا فردی طلب روزی دارد تا او را بی نیازکنم”.(2)

بزرگان دین و علما به عنوان وارثان و ادامه دهندگان رسالت انبیاء الهی و مروجان حقیقی آموزه های غنی اهل بیت (علیهم السلام) نیز علاوه بر آن که خود اهتمام ویژه ای به احیای شب نیمه شعبان داشته و دارند، عموم مومنین و منتظران و عاشقان امام عصر حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به احیای این شب عزیز و دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعوت کرده اند.

اینک در آستانه فرا رسیدن ۱۵ شعبان المعظم، توصیه ها و پیام های مراجع عظام تقلید، علما و بزرگان حوزه به عاشقان و دلدادگان حضرت حجت(ر) در پاسداشت ایام ولادت موفور السرور منتهی الامال جمیع اولیاء و آخرین نجات دهنده بشریت و زنده نگاه داشتن فرهنگ احیای شب نیمه شعبان، تقدیم منتظران امام عصر(ر) می شود.

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : نیمه ,شعبان ,الله ,احیای ,علیه ,زنده ,نیمه شعبان ,الله علیه ,فرجه الشریف ,الله تعالی ,تعالی فرجه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تاکید 12 تن از مراجع تقلید و بزرگان بر احیای شب نیمه شعبان


امام ,زمان ,غیبت ,دوره ,حضرت ,محمد ,علیه السلام ,امام زمان ,غیبت صغری ,حضرت مهدی ,مهدی علیه

نایبان خاص در دوران غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه

:: نایبان خاص در دوران غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه
امام ,زمان ,غیبت ,دوره ,حضرت ,محمد ,علیه السلام ,امام زمان ,غیبت صغری ,حضرت مهدی ,مهدی علیه

پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد.در این زمان که جامعه شیعه با عدم دسترسی مستقیم به امام روبرو شد هرچند زمینه سازی هایی از زمان امام جواد علیه السلام شروع شده بود و حتی از زمان پیامبر به این موضوع که قائم ما غیبتی دارد و مانند خورشید پشت ابر عمل می کند و از دسترس مستقیم افراد دور خواهد احادیثی وارد شد اما برای ورود به غیبت کبری نیاز بود که زمانی طی شود و بعد از آن قطع ارتباط به صورت تقریبا کامل صورت بگیرد و این دوره ی حدود هفتادساله غیبت صغری این شرایط را مهیا می کرد .در این دوره امام برای خودش افرادی را به عنوان نایب معرفی می کرد و با دادن توقیعاتی این افراد را تایید می کردند و از شیعیان می خواستند که در همه زمینه ها از این نواب اطاعت کننند.تعداد این نایبان در این دوره چهار نفر بودند که به نواب اربعه معروف هستند. در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی علیه السلام مي رسيدند، و نامه هایی که حاوی پاسخ سؤالات را به مردم مي رساندند.

1. عثمان بن سعيدسمان

نخستين نايب خاص مهدی علیه السلام عثمان بن سعيدسمان که ظاهرا بعد از سال 260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد .از قبیله اسد بود.در قالب روغن فروشی فعالیت های مذهبی و سیاسی خود را انجام میداد. عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود.ایشان بودند که تغسیل و تکفین حضرت امام عسکری را انجام دادند و جسد پاک آن حضرت را در قبر نهادند.

2. محمد بن عثمان :

دومين سفير و نايب امام علیه السلام محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد . نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد. در طول دوره نیابت او توقیعاتی ناظر بر تایید سفارت وی از ناحیه مقدسه صادر گردید.

3. حسين بن روح نوبختی :

سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326 هجری فوت کرد . در مورد این نایب باید گفت که در میان نواب اربعه ایشان از طرف مادر یک ایرانی محسوب می شوند و از یک خاندان مشهور در علم و تقوا یعنی خاندان نوبختی می باشند و با وجود اینکه ابوسهل نوبختی در زمان ایشان ریاست شیعیان را بر عهده داشتند اما به دلیل قدرت پنهان کاری بالایی که برخوردار بودند و در این زمان برای حفظ جان امام زمان بیشترین اهمیت را داشت،ایشان به عنوان نایب انتخاب شدند.اقبال می نویسد:ابوالقاسم حسین بن روح به تصدیق مخالف و موافق از فهمیده ترین و عاقلترین مردم روزگار بوده است.(1)

4. علی بن محمد سمری :

چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن علیه السلام است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است . آخرین نایب حضرت در سال 329 در بغداد وفات یافت و غیبت صغری پایان پذیرفت و به این ترتیب غیبت کبری در نیمه‌ی شعبان سال 329 هـ.ق آغاز شده است که تاکنون ادامه دارد و هر زمان امر ظهور محقق شود، غیبت کبری نیز پایان می‌پذیرد . همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی علیه السلام بودند.    
با مرگ علی بن محمد سمری دوره غیبت صغرا یا نیابت خاصه پایان یافت و دومین دوره غیبت آن حضرت، یعنی دوران غیبت کبری، آغاز شد. این دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد یافت. آخرین نامه و دستوری که سمری از امام زمان دریافت نمود به مضمون ذیل نقل شده است :«بسم الله الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری خدا اجر برادران ترا در مصیبت تو بزرگ گرداند. تو بعد از شش روز خواهی مرد. پس خود را آماده کن و به احدی برای جانشینی خود وصیت نکن. زیرا غیبت تامه آغاز می شود و دیگر ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خدای تعالی و آن بعد از طول زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمین از جور خواهد بود. زود باشد که در بین شیعیان کسانی بیایند که ادعای مشاهده کنند، هر کس مدعی مشاهده من قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی بشود کذاب و مفتری است. و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.»(2)

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : امام ,زمان ,غیبت ,دوره ,حضرت ,محمد ,علیه السلام ,امام زمان ,غیبت صغری ,حضرت مهدی ,مهدی علیه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : نایبان خاص در دوران غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه


امام ,عليه ,هدايت ,مردم ,عالم ,تأثير ,عليه السلام ,علامۀ طباطبائى ,الله عليه ,امام صادق ,توجه امام

فوايد حجت غايب از نظر (قسمت دوم)

:: فوايد حجت غايب از نظر (قسمت دوم)
امام ,عليه ,هدايت ,مردم ,عالم ,تأثير ,عليه السلام ,علامۀ طباطبائى ,الله عليه ,امام صادق ,توجه امام

علامۀ طباطبائى قدس سره در ذيل آيۀ «وَ إِذِ اِبْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً»  بحثى دارد تحت اين عنوان كه ابراهيم بعد از نبوت و رسالت (كه شأن آن هدايت ظاهرى مردم است تا انسان‌ها را ارائه طريق بنمايد) به مقام امامت، منصوب مى‌گردد كه شأن امامت چيزى است ما فوق ارائۀ طريق و هدايت ظاهرى. و سپس اضافه مى‌كند كه در قرآن هر جا متعرض معنى و حقيت امامت شده آن را به‌عنوان هادى و هدايت‌گر تفسير نموده مانند آيۀ: «وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِينَ * وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا»  (انبياء: ٧٣). و نيز آيۀ: «وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا وَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يُوقِنُونَ» الم سجده: ٢۴. و در اين آيات هدايت را مقيّد نموده به (أمر) و أمر الهى در آيۀ: «إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»  (يس: ٨٣). و نيز آيۀ: «وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» قمر: ۵٠. بيان شده كه عالم امر عالم تجرّد است و وقايع و حوادث در آن عالم دفعى است و تدريج و تدرّج كه از لوازم عالم خلق است در آنجا نيست.

با اين مقدمات معلوم مى‌گردد كه مقام امامت گذشته از ارشاد و هدايت ظاهرى، يك نوع هدايت و جذبۀ معنوى است كه با نورانيت و بصيرتى كه خداوند متعال به او عطا نموده در دل‌هاى آماده و شايسته تأثير و تصرّف مى‌نمايد و اين صاحبدلان را به‌سوى كمال، و اصل مى‌نمايد و به اصطلاح، آنها را هدايت به‌معناى ايصال الى المطلوب مى‌كند.

علامۀ طباطبائى قدس سره در كتاب شيعه در اسلام خود ص ١۵٢ در رابطه فوايد وجود امام در حال غيبت مى‌فرمايد:

كسانى‌كه اعتراض مى‌كنند كه شيعه وجود امام را براى بيان احكام دين و حقايق آيين و راهنمائى مردم لازم مى‌دانند و غيبت امام ناقض اين غرض است زيرا امامى كه به‌واسطۀ غيبتش مردم هيچگونه دسترسى به وى ندارند فايده‌اى بر وجودش مترتّب نيست. . . به حقيقت معناى امامت پى‌نبرده‌اند. زيرا در بحث امامت روشن شد كه وظيفۀ امام تنها بيان صورى معارف و راهنمائى ظاهرى مردم نيست و امام چنانكه وظيفۀ راهنمائى صورى مردم را به عهده دارد همچنان ولايت و رهبرى باطنى اعمال را به عهده دارد و اوست كه حيات معنوى مردم را تنظيم مى‌كند و حقايق اعمال را به‌سوى خدا سوق مى‌دهد، بديهى است كه غيبت و حضور جسمانى امام در اين باب تاثيرى ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد اگر چه از چشم جسمانى ايشان مستور است و وجودش پيوسته لازم است اگر چه موقع حضور و اصلاح جهانيش تا كنون نرسيده است.

توضيح كلام علامۀ طباطبائى در نفوذ معنوى امام عليه السلام

مى‌دانيم خورشيد يك سلسله اشعۀ مرئى دارد كه از تركيب آن‌ها با هم هفت رنگ معروف پيدا مى‌شود و يك سلسله اشعۀ نامرئى كه به‌نام (اشعۀ فوق بنفش) و اشعۀ (مادون قرمز) ناميده مى‌شود. همچنين يك رهبر بزرگ آسمانى خواه پيامبر باشد يا امام، علاوه بر تربيت تشريعى كه از طريق گفتار و رفتار تعليم و تربيت عادى صورت مى‌گيرد، يك نوع تربيت روحانى و از راه نفوذ معنوى در دل‌ها و فكرها دارد كه مى‌توان آن را تربيت تكوينى نام گذارد در آنجا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار نقشى ندارد بلكه تنها جاذبه و كشش درونى كار مى‌كند. در حالات بسيارى از پيشوايان بزرگ الهى مى‌خوانيم كه گاهى بعضى افراد منحرف و گناهكار با برخورد و ارتباطى اندك با آن ذوات مقدسه، به‌كلّى تغيير مسير مى‌دادند و از گمراهى و ضلالت به سوى نور و صراط مستقيم هدايت مى‌شدند. اين دگرگونى‌هاى تند و سريع و همه جانبه، اين انقلاب‌هاى جهش آسا و فراگير آن‌هم با يك نگاه يا ارتباطى اندك (البته براى آنها كه در عين آلودگى، يك نوع آمادگى نيز دارند) نتيجۀ جذبۀ ناخود آگاه است كه گاهى از آن به نفوذ شخصيّت تعبير مى‌شود.

اشخاصى با يك برخورد و ملاقات با افرادى كه داراى روح بزرگ و عالى بودند چنان بى‌اختيار و ناخود آگاه تحت تأثير آن قرار مى‌گيرند كه كاملاً متحول مى‌شوند. اين تأثير گذارى قابل توجيه نيست مگر اينكه بپذيريم كه اين تأثير گذارى نتيجۀ شعاع اسرار آميزى است كه از درون ذات انسان‌هاى بزرگ برمى‌خيزد.

قلبهایی که متحول می شود

برخورد (اسعد بن زراره) با پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار خانۀ كعبه و تغيير جهت مسير و طرز تفكّر او و با توجه به‌اينكه دشمنان سر سخت پيامبر صلى الله عليه و آله نام آن حضرت را ساحرمى‌گذاردند و مردم را به‌خاطر آن از نزديك شدن به او باز مى‌داشتند، مع ذلك اين افراد جذب به حضرت مى‌شدند و شيفتۀ ايشان مى‌گرديدند اينها همه حاكى از نفوذ شخصيت پيامبر صلى الله عليه و آله در افراد مختلف است. همچنين آنچه دربارۀ تأثير كلام امام حسين عليه السلام روى فكر (زهير) در مسير كربلا نقل شده و يا كشش عجيب و فوق العاده كه (حر بن يزيد رياحى) در خود احساس مى‌كرد و با تمام شجاعتش مى‌لرزيد و سرانجام او را به صف شهداى كربلا وارد ساخت و يا داستان جوانى كه در همسايگى (ابو بصير) زندگى مى‌كرد و با پول فراوانى كه از خدمت‌گذارى به دستگاه بنى اميه به‌دست آورده بود و به عيش و نوش مشغول بود، ولى با يك پيام امام صادق عليه السلام بكلى دگرگون شد و مسير خود را عوض كرد و نيز توفيق عجيبى كه براى عالم جليل القدر سيد شبّر در تأليفات رخ مى‌دهد و مى‌گويد: تماماً به بركت توجه امام كاظم عليه السلام است كه در عالم رؤيا قلمى به‌من داد و فرمود: أكتب، (بنويس) از آن وقت اين بركت در قلم و تاليفات من پيدا شد ١و عنايت و توجهّى كه امام صادق به (مفضل بن عمرو) كرد و تمامى اسرار موجوداتى كه در جلسات متعدّد براى او بيان كرده بود در لحظه در سينه و ذهنش حاضر گرديد، همه و همه نشانه‌اى از همين تأثير ناخودآگاه است كه مى‌توان آنرا شعبه‌اى از ولايت تكوينى پيامبر و امام دانست.

استاد بزرگوار ما فقيه عاليقدر حضرت آقاى شيخ مرتضى حائرى قدس سره وقتى توجه امام صادق عليه السلام را به مفضل بن عمرو بيان نمود فرمودند: لحظه‌اى از اينگونه توجهات ائمه را نمى‌توان با شصت سال دويدن مقايسه كرد.به ذره‌گر نظر لطف بو تراب كندبه آسمان رود و كار آفتاب كند

 ما قطب‌هاى مغناطيس زمين را با چشم خود نمى‌بينيم ولى اثر آن‌ها را روى عقربه‌هاى قطب نما، در درياها و صحراها و آسمان‌ها كه راهنماى بشريت است و ميليون‌ها مسافر را به مقصد ميرساند كاملاً مشاهده مى‌كنيم. اگر اين قطب‌هاى مغناطيسى اينگونه بتواند هزاران عقربۀ قطب‌نما را هدايت كند؛ آيا جاى تعجب است اگر گفته شود (آنهم بر اساس آيات قرآن و دليل و برهان) حضرت مهدى عليه السلام در پشت پردۀ غيبت با امواج معنوى و جاذبۀ وجودى خويش، افكار و جان‌هاى زيادى را كه در دور يا نزديك قرار دارند هدايت مى‌كند؟ !

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : امام ,عليه ,هدايت ,مردم ,عالم ,تأثير ,عليه السلام ,علامۀ طباطبائى ,الله عليه ,امام صادق ,توجه امام
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فوايد حجت غايب از نظر (قسمت دوم)


خورشيد ,زمين ,وجود ,امام ,خواه ,آثار ,وجود خورشيد ,ظاهر باشد ,عليه السلام ,سجاد عليه ,امام سجاد

فوايد حجت غايب از نظر (قسمت اول)

:: فوايد حجت غايب از نظر (قسمت اول)
خورشيد ,زمين ,وجود ,امام ,خواه ,آثار ,وجود خورشيد ,ظاهر باشد ,عليه السلام ,سجاد عليه ,امام سجاد

معمولاً كسانى اين سئوال را طرح مى‌كنند كه شئون امام را در مرجعيت دينى و زعامت اجتماعى منحصر مى‌كنند و حال آنكه اين موضوع يكى از شئونات امامت و ولايت است و طبق مدارك اسلامى  وجود امام و حجت خدا حالت قلب را دارد نسبت به اعضاى بدن  كه با تعطيل شدن قلب، تمامى اعضاء از كار مى‌افتند و نيز ارتباط موجودات عالم با وجود حجت خدا همانند ارتباط كرات منظومۀ شمسى است نسبت به خورشيد. 1

امام سجاد عليه السلام مى‌فرمود:

ما پيشوايان مسلمين و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنين و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمين هستيم ما باعث امان براى اهل زمين هستيم به‌واسطه ماست، آسمان بر زمين فرود نمى‌آيد اگر ما روى زمين نبوديم اهلش را فرو مى‌برد و سپس فرمود: از روزى كه خدا آدم را آفريد تا حال هيچگاه زمين از حجت خالى نشده منتهى گاهى حجت ظاهر بوده و گاهى مستور تا قيامت نيز از حجت خالى نخواهد شد.

سليمان كه راوى خبر است مى‌گويد به امام سجاد عليه السلام عرض كردم مردم چگونه از وجود امام غايب منتفع مى‌گردند؟ فرمود:

همانگونه كه از خورشيد در موقعى كه زير ابر است بهره مى‌برند 2

در علوم طبيعى و فلكى ثابت شده كه خورشيد مركز منظومۀ شمسى است و جاذبۀ آن حافظ زمين و ساير كرات منظومه از سقوط مى‌باشد و حرارت آن سبب حيات و زندگى حيوانات و نباتات و انسان‌ها است و نورش روشنى بخش زمين مى‌باشد واين فوايد مهم خورشيد بر وجود آن مترتب مى‌گردد خواه در پشت ابر باشد يا ظاهر. رشد و نمو موجودات زنده، تغذيه وتوليد آنها، حسّ و حركت و جنبش، آبيارى زمين‌هاى مرده، غرّش امواج دريا، وزش حيات بخش بادها، ريزش زندگى آفرين باران و برف، صداى زمزمه آبشارها، نغمه هاى مرغان، زيبائى خيره كنندۀ گل‌ها، گردش خون در عروق انسان‌ها، و طپش قلب‌ها، عبور برق آساى انديشه از لابلاى پرده‌هاى مغز و هزاران فعل و انفعالات در جهان طبيعت تماماً وابسته است به وجود خورشيد و شعاع آن، خواه خورشيد ظاهر باشد و خواه پشت ابرها پنهان. بله گاهى مشاهده مى‌شود كه قسمتى از آثار نياز به تابش مستقيم خورشيد دارد اما اينگونه آثار در مقابل آثار وجود خورشيد و شعاع آن خواه ظاهر باشد يا پشت ابر بسيار ناچيز است.

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : خورشيد ,زمين ,وجود ,امام ,خواه ,آثار ,وجود خورشيد ,ظاهر باشد ,عليه السلام ,سجاد عليه ,امام سجاد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فوايد حجت غايب از نظر (قسمت اول)


غيبت ,كتاب ,تمام النعمه ,كتاب كمال‌الدين

عنايت امام زمان علیه السلام به موضوع غيبت

:: عنايت امام زمان علیه السلام به موضوع غيبت
غيبت ,كتاب ,تمام النعمه ,كتاب كمال‌الدين

شخص امام عصر عليه السلام به بحث غيبت عنايت خاصى دارد زيرا شيخ صدوق قدس سره كه يكى از اركان محدثين شيعه و از بزرگان جهان تشيع و فقاهت است در مقدمۀ كتاب كمال‌الدين و تمام النعمه مى‌نويسد:

مدتى در نيشابور توقف داشتم، حال آنكه زن و فرزند و برادران همه در شهر رى بودند و شبى در فكر رفته بودم كه چرا اينگونه اتفاق افتاده (ظاهراً اين جدائى باعث غم و غصه ايشان شده بود و برايش مشكل ايجاد كرده بود) و با همين فكر بخواب رفتم و در عالم رؤيا ديدم كه در مسجدالحرام هستم و مشغول طواف كردن در اطراف بيت بودم و بعد از شوط هفتم استلام حجر نمودم و دعاى آن را خواندم: اَمٰانَتيٖ اَدَّيْتُهٰا وَمِيثٰاقيٖ تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ ليٖ بِالْمُوٰافاةِ، «اين امانت و پيمان من است با تو، تا در موقعش به آن شهادت دهى» ، آنگاه مولايم صاحب الزمان را ديدم كه بر در خانۀ كعبه ايستاده بود و من با حالى پريشان به نزد ايشان رفتم. حضرت به چهرۀ من نگاه كرد و فرمود: چرا در باب غيبت كتابى تاليف نمى‌كنى تا اندوهت زائل گردد؟ عرض كردم: يابن رسول اللّٰه رساله‌هائى تاليف نموده‌ام (اشاره به اينكه در خلال مباحث و تأليفات در اين موضوع نيز بحث كرده‌ام) ، حضرت فرمود: كتابى مستقل پيرامون غيبت بنويس و غيبتى كه براى بعضى از انبيا رخ داده در آن كتاب متذكر شو، شيخ صدوق مى‌نويسد وقتى بيدار شدم تا طلوع فجر به دعا و گريه پرداختم و چون صبح دميد به تأليف اين كتاب (كمال‌الدين و تمام النعمه) مشغول شدم.(1)

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : غيبت ,كتاب ,تمام النعمه ,كتاب كمال‌الدين
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : عنايت امام زمان علیه السلام به موضوع غيبت


جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ ,امام زمان

11 نکته از دعای عهد

:: 11 نکته از دعای عهد
جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ ,امام زمان 11نکته از دعای عهد در بیان حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی

1. علاقه به امام زمان بايد جمعي باشد:

در دعاي عهد داريم که: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه كسي؟ «عَنْ جَمِيعِ» از طرف همه‌ مؤمنين و مؤمنات «عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏» اين خودش يک مطلب مهمي است.

 

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ ,امام زمان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : 11 نکته از دعای عهد


حضرت ,عليه ,الله ,محمد ,عالم ,ولايت ,حضرت محمد ,الله عليه ,حضرت مسيح ,عالم انسانى ,عليه السلام

گفتار هانری کربن در مورد امام زمان (عج)

:: گفتار هانری کربن در مورد امام زمان (عج)
حضرت ,عليه ,الله ,محمد ,عالم ,ولايت ,حضرت محمد ,الله عليه ,حضرت مسيح ,عالم انسانى ,عليه السلامدكتر كربن كه مصاحبه‌هاى ارزنده‌اى با استاد فقيد علامه طباطبائى داشته در رابطه با لزوم حجت و امام در هر عصرى نظريۀ جالبى ارائه مى‌دهد. ايشان مى‌گويد:

مذهب تشيع (به‌علت وجود مهدى موعود عليه السلام) تنها مذهبى است كه رابطه را ميان خدا و خلق براى هميشه نگه داشته و به‌طور استمرار و پيوسته ولايت را زنده و پا بر جا مى‌دارد؛ زيرا مذهب يهود، نبوّت را كه رابطه‌اى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى در حضرت كليم عليه السلام ختم كرده و پس از آن به حضرت مسيح و حضرت محمد صلى الله عليه و آله اذعان ننموده و رابطۀ مزبور را قطع مى‌كند و همچنين نصارى در حضرت مسيح متوقف شده، و اهل سنت از مسلمين نيز در حضرت محمد صلى الله عليه و آله توقّف نموده و با ختم نبوت در ايشان ديگر رابطه‌اى ميان خالق و خلق قائل نمى‌باشد، و تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد صلى الله عليه و آله ختم شده مى‌داند ولى ولايت را كه همان رابطۀ هدايت و تكميل مى‌باشد بعد از حضرت ختمى مرتبت براى هميشه زنده مى‌داند - رابطه اى كه از اتصال عالم انسانى به عالم الوهيّت حكايت مى‌كند و بعد از حضرت محمد صلى الله عليه و آله به‌واسطۀ ولايت جانشينان وى زنده بوده و خواهد بود. 

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : حضرت ,عليه ,الله ,محمد ,عالم ,ولايت ,حضرت محمد ,الله عليه ,حضرت مسيح ,عالم انسانى ,عليه السلام
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : گفتار هانری کربن در مورد امام زمان (عج)


غیبت ,مردم ,حضرت ,امام ,زمان ,آزمایش ,غیبت امام ,امتحان مردم ,حضرت مهدی ,امام زمان

دلایل غیبت امام مهدی علیه‌السلام چیست؟

:: دلایل غیبت امام مهدی علیه‌السلام چیست؟
غیبت ,مردم ,حضرت ,امام ,زمان ,آزمایش ,غیبت امام ,امتحان مردم ,حضرت مهدی ,امام زمان
منظور از غیبت امام دوازدهم(عج) پنهان شدن آن حضرت در غار و زندگی دور از مردم نیست، بلکه آن حضرت در بین مردم زندگی و رفت و آمد می‌کنند و همانند دیگر افراد جامعه، یک زندگى عادى دارند، حضرت مردم را می‌بینند و آنها را می‌شناسند مردم نیز حضرت را می‌بینند، اما ایشان را نمی‌شناسند و نمی‌دانند که ایشان همان حضرت مهدی موعود(عج) هستند تا وقتی که زمان ظهور فرا برسد و ایشان خود را به عنوان امام و پیشواى شیعیان جهان، به مردم معرّفى خواهند کرد؛ زیرا امر غیبت و ظهور حضرت مهدی به اراده و فرمان الهی است و هر گاه خدای تعالی اراده فرماید واقع خواهد شد. 
شناخت علت‏های واقعی غیبت امام زمان(ع) بر انسان‏ها مجهول است، زیرا گستره و قلمرو شناخت انسان‏ها محدود می‏باشد. البته اندیشوران اسلامی برای غیبت امام زمان(ع) علت‏هایی را بیان کرده‏اند.(1)که در برخی روایات به آنها اشاره شده است.(2) که می‌توان آن‌ها را به هفت دسته، تقسیم کرد:

1- امتحان مردم (رک : بحار، ج 52، ص 113):

یکی از سنت‏های الهی، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و پارسایان است.از سخنان پیشوایان دینی استفاده می‏شود که آزمایش به وسیله غیبت حضرت، از سخت‏ترین آزمایش‏های الهی است.(3) این سختی از دو جهت است:
ألف) از جهت اصل غیبت، که چون بسیار طولانی شود، بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید می‏گردند.
ب) از جهت سختی‏ها و فشارها و پیشامدهای ناگوار که در زمان غیبت به وجود می‏آید. سختی‏ها به گونه‏ای هستند که حفظ ایمان و استقامت در دین، کاری سخت می‏گردد.(4) کسانی از امتحان الهی سربلند بیرون می‏آیند که دچار تردید نشوند.
امام کاظم(ع) فرمود: :وقتی پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید. مبادا کسی شما را از دین خارج کند. او ناگزیر غیبتی خواهد داشت، به طوری که گروهی از مؤمنان از عقیده خویش برمی‏گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خودش را آزمایش می‏کند.(5)
این حدیث و احادیث دیگر وجه غیبت را، امتحان مردم دانسته که مطابق با آیات خداوند و تعلیمات دینی است.

 

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : غیبت ,مردم ,حضرت ,امام ,زمان ,آزمایش ,غیبت امام ,امتحان مردم ,حضرت مهدی ,امام زمان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : دلایل غیبت امام مهدی علیه‌السلام چیست؟


حضرت ,السلام ,عليه ,براى ,پنهان ,موسى ,عليه السلام ,حضرت موسى ,عليهم السلام ,مهدى عليه ,ائمه عليهم ,ائمه عليهم السلام ,عليه السلام مى‌فرمايد

فوايد حجت غايب از نظر (قسمت سوم)

:: فوايد حجت غايب از نظر (قسمت سوم)
حضرت ,السلام ,عليه ,براى ,پنهان ,موسى ,عليه السلام ,حضرت موسى ,عليهم السلام ,مهدى عليه ,ائمه عليهم ,ائمه عليهم السلام ,عليه السلام مى‌فرمايد

خدمات حضرت به جامعه در زمان غيبت

امام زمان  شخصاً و گاهى به‌وسيلۀ أعوان و انصار مخصوص خود در امور اجتماعى و داد رسى از بيچارگان و رفع مشكلات از آحاد جامعه و احياناً رفع مشكلات كه براى جامعۀ مسلمين و يا شيعيان پيش مى‌آيد، اقدام مى‌نمايد.

اصولاً معنى و مفهوم غايب بودن حجّت خدا انزوا نمودن و كناره‌گيرى از كارهاى اجتماعى نيست بهترين شاهد براى اين مطلب حكايت ملاقات موسى بن عمران كه ولّى ظاهر بود با ولّى غائب از انظار كه به نام خضر معروف است اين مرد الهى به گونه‌اى بود كه حتّى موسى با او آشنا نبود و تنها با راهنمائى خدا او را شناخت و از عملش بهره گرفت. چنانكه مى‌فرمايد: «فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَيْنٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً * قٰالَ لَهُ مُوسىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّٰا عُلِّمْتَ رُشْداً»  موسى و همراهش با بنده‌اى از بندگان ما كه او را مشمول رحمت خود قرار داده بوديم، و از جانب خويش به او علمى آموخته بوديم، در كنار دريا آشنا شد موسى به ايشان گفت: آيا اجازه مى‌دهى همراه تو باشم تا از علوم رشد آفرين خود بما بياموزى. قرآن سپس شرحى از كارهاى مفيد و سودمند آن شخص را بيان مى‌كند كه كاملاً دلالت مى‌كند بر اينكه مردم از آثار و بركات او بهره‌مند بوده‌اند با اينكه كاملاً مستور از انظار بوده تا جائى كه حضرت موسى هم او را نمى‌شناخت و از جايگاه او مطلع نبود.

ولّى غائب كه معلم حضرت موسى بود

حضرت موسى بن عمران عليه السلام با راهنمائى پرودگار با خضر آشنا مى‌گردد و از او تقاضاى مصاحبت و استفاده از علم و دانش وى را مى‌كند. قطعاً اين شخص كه فردى همچون موسى بن عمران، از وى مى‌خواهد كه از او بهره‌مند شود بايد از اولياء خدا باشد و از نظر علم برتر و به راز و رمز عالم آگاه‌تر باشد (ولو در بعضى از علوم و فنون) كه وقتى موسى از او اجازه مى‌خواهد كه پيروى او را بكند و از علوم او استفاده كند در جواب مى‌گويد: تو نمى‌توانى با من صبر كنى، چگونه خواهى توانست كارهايى را كه از اسرار آنها خبر ندارى تحمل نمائى؟

بررسى حالات اين ولى خدا كه از ديدگان پنهان بوده در همان چند لحظۀ كوتاه از زندگى حساس او كه با حضرت موسى گذرانده است (از قبيل سوراخ كردن كشتى و كشتن طفلى كه ظاهراً تقصيرى نداشت و ساختن ديوار در كنار دهى كه أهل آن حاضر نشدند مقدارى غذا به آنها بدهند كه شرح آن در سورۀ مباركۀ كهف آمده) ما را به نكاتى آشنا مى‌سازد:

  •  اين ولى زمانى پنهان از ديدگان بود، كسى او را نمى‌شناخت و اگر خدا او را معرفى نمى‌كرد كسى با او آشنا نمى‌شد بنابر اين شرط ولّى خدا بودن، اين نيست كه حتماً مردم او را بشناسند.
  • اين ولى خدا با اينكه از ديدگان غايب و پنهان بود هرگز از حوادث زمان و اوضاع جهان غفلت نداشت و بر اساس ولايتى كه از جانب خداوند به او داده شده بود در اموال و نفوس تصرّف مى‌كرد و در خير و مصلحت عباد اقدام مى‌نمود.
  • نكتۀ جالب اينكه نه تنها خود او غايب بود بلكه تصرّفات او نيز از ديدگان عادى پنهان بود، اگر مردم و سرنشينان كشتى از تصرف او و معيوب ساختن كشتى آگاه مى‌شدند هرگز به او اجازه نمى‌دادند كه دست به چنين كارى بزند و نيز اگر مردم شاهد قتل نفس او بودند هرگز رهايش نمى‌كردند و. . . از اينكه او همۀ اين كارهاى شگفت آور را در دل اجتماع انجام داد و احدى متوجۀ كار او نشد مى‌توان فهميد كه نه تنها خود او پنهان بود بلكه تصرّف او در اوضاع و حوادث نيز بر مردم پنهان بود، آنها تنها اثر فعل او را مى‌ديدند نه كار او را.
  • هدايت و رهبرى كه از شئون اولياء الهى است گاهى به‌صورت فرد سازى است و گاهى به‌صورت (جمع سازى) و نيز گاهى در ظاهر و گاهى در پنهان و خفاء انجام مى‌گيرد. مگر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نبود كه حدود سه سال مخفيانه دعوت مى‌كرد و وظيفۀ او (فرد سازى) بود و سپس مأمور به اعلان گرديد و مگر حضرت نوح نبود كه عرضه مى‌دارد «ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرٰاراً» (حقيقت توحيد و راه مستقيم را براى آنان آشكارا و نهان بيان كردم) كه دعوت در خفا همان هدايت فرد است و فرد سازى.مفاد آيه «وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا» ٢اين است كه: هر طور كه خدا به امامان دستور مى‌دهد آنان وظيفۀ هدايت را انجام مى‌دهند چه پنهان و چه آشكارا.حضرت ولى عصر عليه السلام نيز همانند خضر شخص ناشناخته‌اى است كه اقدام به كارهاى سودمندى براى بشريت و ضعفاء انجام مى‌دهد پس غيبت امام به معنى انفصال وجدائى او از جامعه نيست.

عنايت ائمه عليهم السلام به مشكلات دوستان خود

واينك مى‌پردازيم به برخى از رواياتى كه دلالت دارد بر كمك رسانى و توجه ائمه عليهم السلام براى رفع مشكلات مردم به‌طورى كه براى مردم محسوس نبود. رميله مى‌گويد: در زمان خلافت امير المؤمنين عليه السلام تب شديدى بر من عارض شد و چون روز جمعه رسيد مقدارى تب فرو كشيد و با خود گفتم چيزى بهتر از اين نيست كه خود را شستشو بدهم و بروم پشت سر على عليه السلام نماز گذارم همين كه حضرت شروع به خطبه كرد تب شدت پيدا كرد بعد از نماز حضرت وارد دارالاماره شد و من نيز با ايشان داخل شدم حضرت به من توجهى كرد و فرمود: چرا ناراحتى و به خود مى‌پيچى؟

حال خود را براى حضرت بيان كردم كه تب شديدى داشتم و امروز مقدارى بهتر بودم و به نماز آمدم ولى مجدّداً حالم سنگين شد حضرت فرمود:

رميله هيچ مؤمنى نيست كه وقتى مريض مى‌شود ما نيز براى مرض او مريض و براى حزن و اندوه او اندوهگين مى‌شويم و آنان دعائى نمى‌كنند مگر ما براى استجابت آن آمين مى‌گوئيم و اگر ساكت بماند ما برايشان دعا مى‌كنيم.

رميله مى‌گويد: عرض كردم اين مطلب مربوط مى‌شود به دوستان و مؤمنانى كه در همين شهر و در اطراف شما هستند؟ و حال آنكه دوستان شما و صاحبان ايمان در اطراف و اكناف عالم پخش هستند براى آنها چه عنايتى مى‌شود؟حضرت فرمود:

هيچ مؤمنى در شرق و غرب اين زمين نيست الا اينكه از حال او مطلع هستيم و از ديد ما غائب نيست.

كمك رسانى امام عصر عليه السلام به مردم

روايات و شواهدى كه دلالت مى‌كند بر كمك رسانى و توجه امام عصر عليه السلام در رفع مشكلات مستضعفان و شيعيان اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام فراوان است به يكى دو نمونه از آن‌ها اشاره مى‌شود.على عليه السلام مى‌فرمايد:

فتنه‌هايى كه وقوع آن‌ها به شما خبر داده شده به‌زودى ظاهر مى‌گردد. هر يك از خانوادۀ ما كه با آن فتنه‌ها برخورد كنند با چراغى روشن و بر روش پاكان و شايستگان حركت نموده تا در نتيجه گره‌ها را بگشايد و ملت‌هاى اسير را آزاد كند و گمراهان را پراكنده نمايد ١

شارحين نهج البلاغه مى‌گويند: مراد امام از جمله (اَلٰا وَ مَنْ ادرَكَهٰا مِنّا) و (گره گشائى، آزاد نمودن اسيران. . .) مربوط به حضرت مهدى عليه السلام است. چون حضرت از كارهائى كه آن فرد از اهل‌بيت در زمان وقوع فتنه انجام مى‌دهد خبر مى‌دهد: (في سُتْرَةٍ عَنِ النّاسِ. . .) او پنهان از انظار به‌سر مى‌برد به‌طورى‌كه جستجوگران با تمام سعى و كوشش خود نمى‌توانند اثرى از او بيابند، و يگانه فردى كه از اهل‌بيت غايب از انظار مى‌باشد حضرت مهدى عليه السلام مى‌باشد.بر اساس روايات تمامى ائمه عليهم السلام اقدامات آشكار و پنهان در مسير اصلاح جامعۀ مسلمين دارند. از احتجاج طبرسى نقل شده كه حضرت مهدى عليه السلام مى‌فرمايد: 

إنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعٰاتِكُم، وَلاٰ نٰاسيٖنَ لِذِكرِكُم وَلَولاٰ ذلِك لَنَزَلَ بِكُم اللآواءُ وَاصُطَلمكُم الأعداءُ.(2) (ما در مراعات شما كوتاهى نمى‌كنيم و شما را فراموش نمى‌نمائيم، و اگر اين نبود، شرّ و ناملايمات بر شما نازل مى‌شد و دشمنان بر شما مستولى مى‌گرديدند) .

بعداز نزول آيه «أَطِيعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ» جابر از رسول خدا مى‌خواهد كه مراد از اين اولى الأمر چه كسانى مى‌باشند؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين حديث نام دوازده جانشينان خود را مى‌برد و مى‌فرمايد: اينها اولى الأمر هستند و چون به دوازدهمين آنان مى‌رسد مى‌فرمايد: نام او نام من و كنيۀ او كنيه من است و از انظار غايب است، جابر عرض مى‌كند: آيا شيعيان از وجود ايشان بهره مى‌برند؟ پيامبر فرمود: آرى، سوگند به آن كسى‌كه مرا به پيغمبرى برانگيخت در دوران غيبت او، از نور او روشنى مى‌گيرند و به ولايت او بهره‌مند مى‌شوند مانند خورشيد كه در پشت ابر است و مردم از نور او استفاده مى‌كنند.

منبع اصلی مطلب : صدای پای ظهور
برچسب ها : حضرت ,السلام ,عليه ,براى ,پنهان ,موسى ,عليه السلام ,حضرت موسى ,عليهم السلام ,مهدى عليه ,ائمه عليهم ,ائمه عليهم السلام ,عليه السلام مى‌فرمايد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فوايد حجت غايب از نظر (قسمت سوم)